الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
704
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
بهاى آن را از پول حلال نپرداخته باشى كه در اين صورت در هر دو سرا ، يعنى اين جهان و آن جهان ، زيان كردهاى . سپس فرمود : اى شريح ! اگر به هنگام خريد اين خانه پيش من آمده بودى ، براى تو قبالهيى مىنوشتم كه آن را به دو درهم نمى - خريدى . گفتم : اى امير مؤمنان ! چه مرقوم مىفرمودى ؟ فرمود : چنين مىنوشتم : بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . اين چيزى است كه بندهيى خوار و زبون از بندهء ديگرى كه به سوى كوچيدن ( مرگ ) فرا خوانده شده ، خريده است ، خانهيى از او در سراى غرور كه جاى نيستشوندگان و اردوگاه نابودشوندگان است ، خريده است . حدود چهارگانهء اين خانه ، چنين است : حد نخست آن به پيشامدهاى ناگوار است و حد دوم به انگيزههاى غم و اندوه و حد سوم به اسباب مصيبت و سوگ و حد چهارم به خواهش نفس تباهكننده و شيطان اغواءكننده ، و در اين خانه ، در حد چهارم گشوده مىشود . اين شخص شيفته به آرزو همهء اين خانه را از آن شخص فرا خوانده به سوى مرگ ، خريد به بهاى خروج از قناعت و ورود در زبونى طلب ، و هر زيانى كه بر اين مشترى برسد ، جبران آن بر عهدهء كسى است كه اجسام پادشاهان را مىپوساند و جان ستمگرانى چون خسرو و قيصر و پادشاهان تبع و حمير را از آنان سلب مىكند . و همهء كسانى كه مال بر مال مىافزايند و جمع مىكنند و ساختمان مىكنند و زيور مىدهند و آن را برافراشته مىكنند و به خيال باطل خويش براى فرزند اندوخته مى - كنند ، همهء آنان را در موقف رستاخيز براى رسيدگى و قضاوت مىبرند و آنجا تباهكاران ، زيان برند . عقلى كه از بند خواستهء نفس رهايى يافته و به ديدهء نيستى بر اهل جهان نگريسته است ، گواه اين معامله است . و شنيده مىشود كه سروش پارسايى بانگ برداشته و در عرصات جهان ندا مىدهد كه براى دو بين هم حق آشكار است و امروز و فردا بايد كوچ كرد . پس از كارهاى شايستهء خويش توشه برگيريد و آرزوها را با در نظر گرفتن مرگ ، كوتاه و آن دو را به يك ديگر نزديك كنيد كه كوچ و نيستى فرا رسيده است . « 1 » ( 1 ) امام صادق ( ع ) فرموده است ، عيسى بن مريم ( ع ) به ياران خود مىگفت : اى آدميزادگان ! از دنيا به سوى خدا بگريزيد و دلهاى خويش را از آن بيرون بريد كه
--> ( 1 ) . سومى نامهيى است كه در بخش نامهها و رسايل نهج البلاغه در صفحهء 824 چاپ مرحوم فيض الاسلام آمده است و رجوع فرماييد به شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ص 27 ، ج 14 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، 1961 ميلادى . م .